محمد ميرك بن مسعود حسينى منشى

48

رياض الفردوس خانى ( فارسى )

جزاير خالدات « مح » و عرض از خط استوا « لح ط » . در ميان شهر عمارتى عالى بوده . هوايش به غايت گرمسير است . چون اسكندر به حوالى فيروزآباد [ 13 الف ] رسيد بدان جهت كه فتحش ناممكن بود به صلح به دست آورد . آب قصر را كه به مرور صعود مىنمود مخرج وى را پيدا كرده مسدود نمود و با غلبهء آب آن را خراب كرد . چون اردشير بابكان آنجا رسيد منفذ را گشوده تعمير آن نمود و شهر مدوّر بنا نهاد و در شعب صبوى « 1 » آن صورت اردشير را از سنگ تراشيده‌اند . نارنج و ليموى بسيار دارد و اكنون « گرمسير تركى » مىگويند . ابرقوه از جمله بلاد فارس ، داخل اقليم سيوم است . طولش از جزاير خالدات « لح » عرض از خط استوا « ها » . صاحب نزهة القلوب گويد هواى معتدل دارد . آبش از قنوات جريان مىيابد و غله و پنبه بسيار به حاصل آيد . چون اولا « 2 » بنا [ ى ] قلعه را بر دامن كوه گذاشته بودند ابرقوه گفتند و ابركوه نيز مىگفتند . مرقد طاوس الحرمين آنجاست . چون طاوس الحرمين [ به ] مدينهء مشرفه - على ساكنها الف الف السلام و التحية - رسيد در برابر روضهء جنت استاده گفت « السلام عليك يا رسول الثقلين » . جواب آمد « و عليك السلام يا طاوس الحرمين » . چون شب درآمد جمال بىهمال آفتاب مثال آن حضرت را به خواب ديد فرمود كه خاك مدفن تو جايى خواهد بود كه رايحه‌اش به رايحهء خاك مكهء معظمه باشد . پس شيخ به هر جا مىرسيد استشمام خاك مىنمود تا رايحهء خاك ابرقوه را موافق يافته در آنجا ساكن شد . اكنون مرقد شيخ قبول عمارت بر فراز خود نمىكند ، اگر همه « 3 » سايبانى نصب نمايند . و در وقت كه مأمون - عليه اللعنه - حضرت امام الانس و الجن على بن موسى رضا - عليهما السلام - را به خراسان طلب كرده بود از راه ابرقوه رفت و در مسجدى

--> ( 1 ) . كذا . ( 2 ) . اصل : اولاى . ( 3 ) . يعنى در سراسر آن .